تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمهء مصحح 17

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمهء مصحح ١٧
منتسب ساخت . اين دورهء تاريك و ظلمانى فلسفه با ظهور فيلسوفان ايرانى شيعى كه معمولا آنان را اهل حكمت متعاليه خوانند رو به زوال نهاد و دورهء درخشان و شكوفائى پديد آمد . كه نظير آن در هيچ يك از كشورهاى اسلامى ديگر سابقه نداشت . اينان با استظهار به قرآن و حديث و توسّل به تجوّز و توسّع و تأويل موفّق شدند كه فلسفه را از آن تنگنائى كه مورد طعن و لعن بود بيرون آورند و لحن تكريم و تقديس فلاسفه را جانشين آن سازند . حال بايد ديد دانشمندان شيعهء ايرانى براى رفع اين نفرت و زدودن اين زنگ از چهرهء فلسفهء يونان چه انديشيدند كه فلسفه چنان مورد پذيرش قرار گرفت كه حتّى تا اين زمان فقيهان و مفسّران قرآن به فلسفه مىپردازند و شفا و اشارات ابن سينا را تدريس مىكنند و به مطالب آن استشهاد مىجويند كه از نمونهء آن مىتوان از علّامه طباطبايى و سيد ابو الحسن رفيعى قزوينى و شيخ محمّد تقى آملى و امام خمينى - رحمة اللّه عليهم اجمعين - نام برد . اينان وارث علم گذشتگان خود بودند همان گذشتگانى كه ابتكار تطهير فلسفه و تحبيب فلاسفه را عهده‌دار گرديدند كه از ميان آنان مىتوان از ميرداماد و ملا صدرا و فيض كاشانى و عبد الرّزاق لاهيجى و حاج ملّا هادى سبزوارى نام برد ؛ يعنى متفكّران ايرانى كه با مكتب تشيع و سنّت ائمهء اطهار ( ع ) سروكار داشتند . اين فيلسوفان كلمهء « فلسفه » را به كلمهء « حكمت » تبديل كردند كه هم نفرت يونانى بودن آن كنار زده گردد و هم تعبير قرآنى كه مورد احترام هر مسلمانى است براى آن علم به كار برده شود ؛ زيرا هر مسلمانى با آيهء شريفهء قرآن :
وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً
آشنايى دارد و به آن ارج و احترام مىگذارد و كلمهء حكمت را مبارك و فرخنده مىداند و با آن « خير كثير » را از خداوند مىخواهد ، چنان كه حاج ملا هادى منظومهء حكمت خود را با همين آيهء شريفه پيوند مىدهد و فلسفهء خود را « حكمت ساميه » مىخواند و مىگويد :
نظمتها فى الحكمة الّتى سمت * فى الذّكر بالخير الكثير سمّيت
حال كه از انديشه و تفكّر و به كار بردن خرد و عقل تعبير به « حكمت » شده ديگر « فلسفه » با تجلّى در كلمهء حكمت در برابر « دين » قرار نمىگيرد ؛ زيرا اين همان حكمتى