تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمهء مصحح 15

مساهمون:

صپيشگفتار و مقدمهء مصحح ١٥
اشتقاق توهين‌آميزى را كه تركيبى از فلّ ( - كندى ) و سفه ( - نادانى ) است وضع كردند چنان كه لامعى گرگانى صريحا مىگويد :
دستت همه با مرهفه پايت همه با موقفه * و همت همه با فلسفه آن كو « سفه » را هست « فل »
و يا شاعرى ديگر به نقل از ثعالبى مىگويد :
و دع عنك قوما يعيدونها * ففلسفة المرء « فلّ السّفه »
نكوهش و مذمّت فلسفه و فلسفيان به ادبيّات و شعر فارسى هم سرايت كرد كه دو بيت زير از خاقانى و شبسترى شاهدى بر اين امر است :
فلسفى مردِ دين مپنداريد * حيز را جفتِ سام يل منهيد دو چشم فلسفى چون بود احول * ز واحد ديدن حق شد معطّل
ابو نصر فارابى و ابن سينا دو چهرهء ممتاز در انديشه‌هاى فلسفى چنان چهره‌اى زشت يافتند كه ننگ زمان و نحسى دوران به شمار آمدند :
قد ظهرت فى عصرنا فرقة * ظهورها شؤم على العصر لا تقتدى فى الدّين الّا بما * سنّ ابن سينا و ابو نصر
دانشمندان اهل سنّت و جماعت فلسفهء يونان را مقابل با قرآن قرار دادند و كتابهايى همچون ترجيح اساليب القرآن على اساليب اليونان و رشف النّصائح الايمانيّة فى كشف الفضائح اليونانيّة نگاشته گرديد . ابن سينا « مخنّث دهرى » و كتاب شفاى او « شقا » خوانده شد و از آن به سرمايهء « مرض » و بيمارى تعبير گرديد :
قطعنا الاخوّة عن معشر * بهم مرض من كتاب الشّفا فماتوا على دين رسطالس * و متنا على مذهب المصطفى
شناعت فلسفه و نفرت از فلاسفه به حدّى رسيد كه دانشمندى همچون ابن نجا اربلى در حال احتضار آخرين گفته‌اش : صدق اللّه العلىّ العظيم و كذب ابن سينا بود . عرصه بر فلسفه و فيلسوفان و آثار فلسفى چنان تنگ گرديد كه در مدينة السّلام يعنى بغداد ورّاقان و كتابفروشان را به سوگند واداشتند كه كتابهاى فلسفه و كلام و جدل را در
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة پيشگفتار و مقدمهء مصحح 15 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى