تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
گاه انس و گاه قرب و گاه عين * چون فلك گرديده بين الاصبعين حق نظرها دارد اندر كوى دل * نى به هر چوگان درآيد كوى دل دل امين سر هر مشكل بود * مرد گمره [ همچو خر ] « 1 » در گل بود مرد گمره ره نداند اى جوان * مانده اندر هاويه همچون خران آنكه در معنى ندارد دسترس * دل مخوانش خانه ديو است و بس
هامش
( 1 ) . در نسخه بدين‌گونه است :« مرد گمره چون وحل در گل بود ».
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 77 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى