تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
چون ظهور فجر . . . « 1 » بينى * نور حق هست مظهر الاسما گر تو از سرّ وحدت آگاهى * سر و جانت به راه عشق فدا عالم وحدت از تجلّى عشق * بود ظاهر ز عالم اسما گر اسير جهان شوى محزون * كى شوى آگه از طريق وفا گر تعلّق به غير حق دارى * كى رسى بر مقام فقر و فنا فقر از عالم فنا آمد * آنكه بد در مقام أو أدنى درس آيينه بود شاهد او * همچنين تا به جنّة المأوى ما در اين گفتگو كه از يك‌سو * عشق معنى پديد شد غوغا اين سخن مىشنيدم از هر سو * وحده لا إله الّا هو چون شدم فانى از محبّت او * سرّ تسبيح حق شدى پيدا جمله ذرات از محبّت حق * ذكرگويان به سان ارض و سما ناگهان از صوامع دل و جان * يك ندايى رسيد بهر خدا كه يكى هست و نيست غير از او * شاهد لا إله الّا هو
هامش
( 1 ) . ناخوانا .
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 69 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى