[ 20 ] اشاره [ در لزوم خضوع و خشوع ]
اى فقير سالك ! چون قطع علايق نمودى ، و [ سالك ] كوى فنا شدى ، و به صراط مستقيم شريعت سلوك نمودى ، بايد قلب تو در راه خدا خاضع و خاشع باشد ، و با حضور قلب به درگاه خدا عجز آورى .
چون شدى ز اهل يقين فرط طهور * گر نماز دل نمايى غرق نور
ليك مىبايد حضورت در نماز * « لا صلاة تمّ إلّا بالحضور » « 1 »
و چون به فيض حضور قلب و توجه نماز فائز گشتى ، و به مضمون
وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ
« 2 » سلوك نمودى ، و به مقام تجريد و تفريد رسيدى بر اسرار علم لدنى آگاهت كنند ، و از حزن و اندوه دنيوى شادت كنند ، و از بحر علم منايا و بلايا و فصل الخطاب بهرهمند خواهى شد ؛ چنانكه خداوند فرمود :
وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى آتَيْناهُ حُكْماً وَ عِلْماً وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ .
« 3 »
الا اى پايبند خودپرستى * ز كف بگشا كمند خودپرستى
فروزد بر سرت تا نجم توفيق * بيابى ز آن رهى در كوى تحقيق
هامش
( 1 ) . اين حديث در جوامع روايى يافت نشد ، لكن در كتاب محاسن برقى 1 : 261 از حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله اينگونه روايت نموده : « . . . لا يقبل اللّه صلاة عبد لا يحضر قلبه مع بدنه » ؛ و نيز در كتاب عدّة الدّاعى : 168 از معصوم عليه السّلام بدينگونه روايت نموده است : « ليس لك من صلاتك إلّا ما احضرت فيه قلبك » .
( 2 ) . سوره مباركه انعام : 79 .
( 3 ) . سوره مباركه قصص : 14 .