تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨
فيض تو بود علّم الأسماء * جمله از علم تو مرايا شد اى ز عشقت دو كون شد روشن * مهر تو بر فراز اعلى شد اين سخن مىشنيدم از دل و جان * همه جن و انس و كون و مكان كه يكى هست و نيست غير از هو * وحده لا إله الّا هو
* * *
دوش در سلك عاشقان بلا * نظرم رفت سوى كرب‌وبلا دوستان خدا به هر سامان * غرقهء خون به سان بسلامان
* * *
دوش در اقليم هم صدق و صفا * رفته بودم در زمين كربلا عاشقان حق همه واله بدند * در مقام عشق از بهر وفا يك طرف قاسم عروسيش عزا * جسم صد چاكش به سان توتيا يك طرف لب‌تشنه جمله اوليا * يك طرف سيراب خيل اشقيا يك طرف سالار مظلومان حسين * سر برهنه مانده اندر قتلگا
* * *
دوش رفتم به كوى اهل يقين * شعله عشق را شدم شيدا پير گفتا از ره تسليم * گر تو خواهى بيا به عين رضا باش مشغول ذكر و در تسليم * باش راضى تو بر قضاى خدا چون يقينت ز مهر كامل شد * برسى بر مقام صدق و صفا چشم دل باز كن كه حق بينى * بگذر از قيد هر جفا و وفا عاشقان غير دوست كى بينند * فارغند از خصايص اشيا گر تو عشق خدا به سر دارى * بگذرى سوى علّم الأسما سرّ حق را ز چشم دل بينى * مظهر اللّه را عيان بينى
اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 68 | محمد تقي بن محمد باقر الرازي الأصفهاني ( آقا نجفي ) / مهدى رضوى