تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اشارات ايمانيه ( فارسى ) — صفحة 64

مساهمون:

ص٦٤
* * *
چشم دل باز كن كه هو بينى * غير حق را فنا نهان بينى گر به سامان عشق روآرى * عالم امر را عيان بينى گر ز سرّ حقيقت آگاهى * چرخ هفت آسمان به دل بينى آنچه خواهى ز آسمان مراد * همه را از رضاى حق بينى از جهان و جهانيان گذرى * جلوه لطف لا مكان بينى تا به جايى رساندت ز مقام * عين اشياء را عيان بينى بعد از آن از صوامع ملكوت * سرّ حق را ز لا فتى بينى چون شوى در اطاعت جبروت * كه به عين اليقين خدا بينى چون‌كه كامل شدى ز معرفتش * سرّ حقّ اليقين عيان بينى گر ز قيد هوا رها يا بى * همه عالم ز فيض حق بينى گر ز اسرار وحدتش پويى * نور عشّاق را ز جان بينى گر ز ظلمات خويش درگذرى * همه عالم مشارقش بينى چشم بگشا به عالم امكان * كه مقام مشيّتش بينى هر مشيّت كه هست در ناسوت * جمله را سرّ وحدتش بينى بعد از آن از لوامع جبروت * جمله عشّاق حق عيان بينى جلوه‌گاه رضا ز مصدر عشق * چشم بگشا كه گلستان بينى گر فناء و فنائيان خواهى * خيل عشّاق حضرتش بينى اين فناء بر بقاء بود مشتاق * كه ز ابواب رحمتش جويى گر شموس و مشارقش خواهى * همه را سرّ وحدتش بينى عرش و كرسى و نور امكان را * از ظهور عنايتش بينى آنچه بينى ز ماه تا ماهى * از مقام اراده‌اش بينى لوح محفوظ تا حقايق نور * جمله را ظلّ رأفتش بينى