[ 17 ] اشاره [ در لزوم قتل نفس امّاره ]
چون نفس امّاره را كشتى لوّامه مىشود ، و چون از او اعراض نمودى نفس ذاكره و مطمئنّه راضيه و مرضيه مىشود ؛ كه :
يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً .
« 1 » و تا نفس امّاره را نكشى به سعادت ابديّه فائز نگردى .
نفس كافركيش بىايمان تو * خوش نشسته روز و شب در پيش تو
گاه مىگويد به دنيا روى كن * گاه فرمان مىدهد رو كار كن
حبّ دنيا بهر تو جلوه دهد * از مقام نفس دون شيدا رود
مىكشد هردم به نيرنگى تو را * مىنمايد هر زمان رنگى تو را
گاه آرايد لباس فاخرت * برنشاند گاه بر پشت خرت
گاه سازد قصرهاى زرنگار * صفكشيده چاكران در نوبهار
گاه سازد بند فرزند و زنت * طوق لعنت را نهد بر گردنت
گه به شهر و گه به صحرا خواندت * گه به ساحل گه به دريا راندت
گاه مىگويد برو طيار باش * گاه در قيد هوا زنار باش
گاه مىگويد كه دنيا خوشتر است * لذت دنيا ز عقبا بهتر است
گاه از قرب خدا دورت كند * گاه اندر امتحانت افكند
گاه در قيد هوا گردى اسير * گاه از راه حقيقت بىخبير
هامش
( 1 ) . سوره مباركه فجر : 27 و 28 .