تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 880

مساهمون:

ص٨٨٠
پس خدمت مغنيه را لازم گرفت حال عشق و محبت وى را با مغنيه بازگفتند مغنيه توبه كرد و خدمت شيخ را پيش گرفت پس محبت آن مغنيه از دل او زائل گشت آنگاه بمجلس صوفيه آمده خرقه خود درپوشيد - و آن جناب در سنه ششصد و شش در زمان خلافت الناصر باللّه درگذشت و در اندرون شهر مدفون گشت .

گفتار در بيان احوال ميرزا حسين بن ميرزا هادى حاكم آن ديار بطريق اختصار

اميرى جليل القدر و جوانى منشرح الصدر است از طرف والد ماجد بخاتم الحكماء مير غياث الدين دشتكى مىرسد و از جانب والده ماجده بسلطان الحكماء مير سيد شريف جرجانى مىپيوندد و ابا عنجد خاندان فضل و كرم و جدش ميرزا جانى چندگاه حكومت اصفهان نموده والد بزرگوارش در سلك عاملان و ضابطان ذوى الاحترام بود و در تعمير ولايت و تنسيق مملكت كسى با او برابرى نمىنمود عظماى فارس از وى در حساب بودند و جلالت قدرش را لحاظ مىنمودند دولت وافر و حشمت متكاثر داشت و در تمامت فارس به غير از اتراك كسى با وى هم‌چشمى نداشت تا آنكه در سنه هزار و دويست و سى و پنج رايت عزيمت بصوب آخرت برافراشت و پنج فرزند ارجمند به يادگار در صفحه روزگار گذاشت اكبر و ارشد اولادش ميرزا محمد حسين است اكنون بوجود ذىجودش آن ولايت زيب و زينت گرفته و از قدوم ميمنت لزومش آن خاندان رونق پذيرفته بكمالات و فضائل انسانى آراسته و از خصايل نكوهيده پيراسته به صفت جود و كرم و لطف و همم موصوف و بكسر نفس و لطافت طبع و فطانت ذهن معروف در مكارم اخلاق و مراسم اشفاق يگانه و در قواعد محبت و قوانين مودت وحيد زمانه است در نظر مهر اثرش زر و خاك يكسان و برابر و در علو همت والانهمتش خرمن زر دادن جوى سيم است و در جميع بلاد فارس سخاوت بذات خجسته صفاتش منحصر بلكه در ساير كشور ايران متعذر است . از جود و بخشش آن امير مكرمت مصير حكايات فراوانست من جمله به يكى