المطيع لامر الله : فضل بن المقتدر بالله
بعد از مستكفى بر سرير خلافت جلوس نمود و مدت بيست سال و شش ماه و بيست و پنجروز خلافت فرمود آخرالامر امراء مخالفت كرده او را از خلافت خلع كردند و در سنه سيصد و شصت و شش وفات يافت .
الطائع بامر الله : ابو بكر عبد الكريم بن المطيع لامر الله
بموجب فرمان پدر خلافت نمود مدت هفده سال و هفت ماه و پنجروز خليفه بود عز الدوله در عهد او بواسطهء دفع اتراك پسرعم خود عضد الدوله را بمدد طلبيد و عضد الدوله چون ببغداد رسيد طمع در امارت آن ولايت كرد و عز الدوله را بقتل آورد بعد از فوت عز الدوله پسر او بهاء الدوله قايممقام پدر شده طايع را گرفته بند كرد و جميع اسباب او را در حيطه تصرف آورد اين واقعه در سنه سيصد و هفتاد و شش روى داد .
القادر بالله : ابو العباس اسحاق بن المقتدر بالله
بعد از قتل الطائع باللّه قادر به طنجه نزد مهذب الدوله ديلمى بود و از طايع همواره توهم مىنمود لاجرم بهاء الدوله قادر را ببغداد طلبيد و بر مسند خلافت نشانيد مدت دولت او چهل سال امتداد كشيد در سنه چهارصد و بيست و هفت بعالم ديگر خراميد زمان عمرش هفتاد و دو سال بود وزارت او را ابو الفضل حاجب ابن معمر مىنمود .
القائم لامر الله : ابو جعفر عبد الله بن القادر بالله
چون بعد از قادر بر تخت خلافت متمكن گرديد در روزگار او خلافت را رواجى بهم رسيد تسلط تركان و ديلمان تراجع و تنزل نمود از زمان متوكل تا عهد او هيچ خليفه بجزوى مستقل نبود مگر معتضد و معتمد مدت خلافت قائم چهل و چهار سال و هشت ماه بود در سنه چهارصد و هشتاد و دو وفات نمود .
المقتدى بالله : ابو القاسم عبد الله بن القائم بالله
در زمان او سلطان ملكشاه بن البارسلان سلجوقى پادشاه ديار اسلام بود وى دختر ملكشاه را خطبه نمود ملك دختر خود را از اصفهان با وزير خواجه نظام الملك و مادر دختر