تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 757

مساهمون:

ص٧٥٧
بود و آن منصب يك شب بيش نماند و روزگار ايشان را به گوشه نشاند تا عاقلان را معلوم شود كه هنر در هر زمان باعث حرمان بوده است بيت :
گناه موجب حرمان بسى است در عالم * و ليك صعب‌ترين موجبى هنر باشد
چون دو نوبت مقتدر از خلافت منخلع گرديد و باز به خلافت رسيد مونس خادم بسبى از اسباب از خليفه رنجيده بموصل رفت و با هشتصد نفر مرد با سىهزار نفر موصلى محاربه كرد غالب آمده موصل را بگرفت بعد از ضبط موصل لشكر ببغداد كشيد و مقتدر بنفس خود متوجه دفع او گرديد بعد از محاربه مقتدر را در حربگاه بدست آوردند هرچند گفت من خليفه‌ام قبول نكردند و او را گردن زدند اين واقعه در سنه سيصد و بيست و يك روى نمود ، در زمان مقتدر امير خراسان احمد بن اسماعيل سامانى بود .

القاهر بالله ابو منصور محمد بن المعتضد بالله

چون بر اورنك خلافت جلوس كرد مونس خادم و على بن جابليق حاجب را بقتل آورد با آنكه ايشان در بيعت او اهتمام تمام كرده بودند ، و حرم برادر خود مقتدر را گرفته مصادره نمود و كنيزان او را شكنجه كرد و بر سر مادر مقتدر چوب زده مجموع اموالش را بستد و او در آن عقوبت بمرد و برادر احمد را گرفته چهار ميخ كشيد عاقبت تركان از او رنجيدند او را گرفته ميل كشيدند مدتى زنده بود و مانند ساير كوران بر در مسجد گدائى مىنمود و مىگفت ايها الناس صدقه دهيد شخصى را كه خليفه شما بود و بر شما حكم مىنمود . تا عهد متقى خود را خلع نكرد چون با متقى بيعت كردند متقى از قاهر رخصت خواست قاهر گفت به جهت رعايت كه تو كردى خود را از خلافت خلع كردم مدت خلافتش يك سال و پنج ماه و هشت روز بود و اين واقعه در سنه سيصد و بيست و دو روى نمود ، وزيرش على بن مقله واضع خط نسخ بود .

الراضى بالله : ابو العباس احمد بن المقتدر بالله

بعد از آنكه قاهر را مقهور كردند با او بيعت آوردند و او خليفه فاضل و اديب و فصيح بود و اشعار آبدار منظوم مىنمود نقود كم‌عيار را از ميان برانداخت و درم و دينار را خالص ساخت ، آورده‌اند كه قاهر راضى و ابراهيم را كه هر دو