تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 758

مساهمون:

ص٧٥٨
در صغر سن بودند محبوس گردانيد بعد از مقهور شدن قاهر بمحبس رفته هر دو برادر را بيرون آوردند ايشان متحير مانده نمىدانستند كه با آنها چه خواهند كرد راضى فرمود اى مسلمانان ما گروكان خوديم پدر ما را كشتيد از ما چه مىخواهيد ايشان گفتند شما را بيرون آورديم تا بر سرير خلافت بنشانيم و شما را خليفه گردانيم هر دو برادر گفتند ما را بگذاريد و دست از ما بداريد كه روزى چند حيات عاريتى را در ظلال عافيت بگذرانيم و اين دو روزهء عمر را غنيمت بدانيم امراء گفتند ناچار شما را بقبول امر خلافت اقبال بايد نمود و جز اينكه قبول نمائيد چاره‌ئى نخواهد بود اكنون بگوئيد كه از شما مستحق اين منصب كدام است ابراهيم گفت برادر بزرگتر احمد مردى تمام است گفتند اگر چنين است اول تو مبايعت نماى و طريق اهتمام بيعت پيماى لاجرم ابراهيم نخست با راضى بيعت كرد آنگاه ساير اعيان بيعت كردند اول كسى كه از خلفاى بنى عباس در امامت و خلافت نايب تعيين كرد او بود ، در سنه سيصد و بيست و نه از جهان گذران انتقال نمود ، مدت خلافتش هفت سال بود .

المتقى بالله : ابو اسحاق ابراهيم بن المقتدر

بعد از راضى بر مسند خلافت برآمده مدت سه سال و يازده ماه و شش روز سكه دولت زد و در سنه سيصد و سى و سه تركان از او ملول گرديدند آخر او را گرفته ميل كشيدند و در سنه مذكوره وفات نمود وزيرش احمد بن ميمون بود .

المستكفى بالله : ابو القاسم عبد الله بن مكتفى

در تواريخ مسطور است كه اركان دولت مستكفى را بر سرير خلافت نشاندند و پايه قدرش را بر سپهر برين رساندند در زمان او معز الدوله احمد بن بويه ديلمى در سنه سيصد و چهار بغداد را گرفته امير الامراء گشت و پايه منزلت ديالمه از ايوان كيوان درگذشت بسببى از اسباب معز الدوله از مستكفى بدگمان شده او را از تخت خلافت كشيد و با خفت تمام به منزل خود برده نور بينش وى را عاطل و باطل گردانيد بعد از ميل كشيدن مستكفى زندگانى نيافت و در سنه سيصد و سى و پنج بصوب عقبى شتافت زمان حكومتش شانزده ماه بود .