بصحبت اكابر و اعاظم اكثر فرق و طوايف رسيدهام بكمال فقر و فنا و زهد و تقوى مانند آن حضرت نديدهام بلكه نشنيدهام سه چيز به آن حضرت يار است كه جمع بودن آن در شخص واحد دشوار است :
نخست اصل و نژاد كه هميشه ابا عن جد بزرگ ايل و سرخيل طايفه خود بودهاند و در دولت و عزت نشو و نما نمودهاند و دست لطف و احسان هميشه بر ارباب حاجت گشودهاند اگر اصل و نژاد را اثر و اعتبار نبودى بايستى كه انبياء و ائمه هدى از خاندان رذل و دون ظهور نمودندى و هر علاف و سرنائى و كرباسى و گاوچران نبى مرسل بودندى اصل و نژاد در حيوانات نيز دخيل است چنان كه اسب تازىنژاد و بارگير اوزبكى فرق هريكى نزد خرد معلوم است اگر بموجب
يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ *
احيانا از گروه بىاصل و نسب شخص كامل و عالم و عامل ظهور نمايد نادر خواهد بود و اگر هم ظهور كند نبى مرسل و ولى كمل نمىشود يعنى از وجهى او قصورى خواهد داشت
دويم علوم ظاهرى و فضائل صورى چه كه آن حضرت در علوم نقليه مجتهد زمان و در فنون عقليه سرآمد دورانست و گروه مخالف و مؤالف بر اين اتفاق دارند .
سيم مراتب عرفان و ذوق و وجدان اگر شخصى بهپاى دقت سير كند و بقدم فكرت سياحت نمايد يقين داند كه اگر كسى را اصل و نسب يار است اما جهل و نادانى وى را شعار است و اگر كسى را علوم صورى و فضائل ظاهريست اما او را اصل و نژاد نيست يا پسر كرباسفروشى است يا ولد علافى و يا آنكه بريند از علوم نقلى و عاريند از علوم عقلى اگر اقل قليلى از ايشان اصل و نژادى دارند و تحصيل علوم عقلى و نقلى نمودهاند اما بعالم زهد و تقوى و طاعت و عبادت گذر نكرده و رو به خلوت عزلت و تخليه و تصفيه نياورده و بسيف مجاهده نفس كافر كيش را نكشته و در ميدان رياضت به خونجگر غرق نگشتهاند - اگر تصديق نمايند بر اينكه هدايت موقوفست به تحصيل علوم و دانش در اين صورت نمىرسد ايشان را كه رد و انكار نمايند آن حضرت را زيرا كه فضل و دانش آن حضرت مسلمالثبوتست نزد ايشان و اگر قايل شوند بر اينكه هدايت مربوط به تحصيل علوم ظاهرى نيست بلكه امر موهبى است در اين ولا بطريق