تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 713

مساهمون:

ص٧١٣
مَلَكُ الْمَوْتِ
مجازى ميدان ، حقيقتش آن باشد كه
اللَّهُ يَتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِها
راه نمودن محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مجازى ميدان و گمراه كردن ابليس مجازى ميدان
يُضِلُّ مَنْ يَشاءُ وَ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ *
حقيقت ميدان ، گيرم كه خلق را اضلال ابليس مىكند ، ابليس را بدين صفت كه آفريد مگر موسى نه اين « 1 » مىگفت :
إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ
. بيت :
خدايا راست گويم فتنه از تست * ولى از ترس نتوانم چغيدن لب و دندان تركان ختا را * به اين خوبى نبايد آفريدن كه از دست و لب و دندان ايشان * بدندان دست و لب بايد گزيدن
جناب عين القضاة را بجرم تشيع يكى از وزراء ملوك سلجوقيه به درجه شهادت رسانيد رحمة اللّه عليه .

امير سيد على بن شهاب - الدين الهمدانى

داراى علوم ظاهرى و باطنى بوده و در علوم اهل باطن تاليفات نموده مانند كتاب اسرار النقطة و شرح اسماء اللّه و شرح فصوص الحكم و شرح قصيدهء خمريه و فارضيه و غيره اما مريد شيخ شرف الدين محمود بن عبد اللّه مزدقانى و كسب طريقت پيش صاحب السر بين الاقطاب تقى الدين على دوستى نموده چون شيخ تقى الدين على بعالم بقا انتقال كرد باز رجوع به شيخ شرف الدين محمود آورد و گفت فرمان چيست وى توجه نموده فرمود كه فرمان آنست كه در اقصاى بلاد عالم گشت نمائى و طريق غربت و سياحت‌پيمائى مير سيد على سه نوبت ربع مسكون را سير نمود و صحبت هزار و چهارصد ولى دريافت فرمود و چهارصد را در يك مجلس دريافت ، در سنه هفتصد و هشتاد و شش در زمان سلطنت امير تيمور در ولايت بكر « 2 » بعالم جاودانى شتافت از آنجا او را به ختلان آوردند و هم در آنجا دفن كرديد رحمة اللّه عليه .

گفتار در بيان احوال بعضى از معاصرين آن ديار

ذكر احوال مجذوب على شاه همدانى

سلطان العارفين و برهان المحققين سيدى و سندى و روحى فى جسدى مولانا الحاج محمد جعفر بن الحاج عبد اللّه بيك ادام اللّه بركات وجوده على مفارق الطالبين - لقب آن حضرت
هامش
( 1 ) - نسخه : مگر موسى اين مىگفت . ( 2 ) - نفحات : بولايت كبر و سواد .