تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 710

مساهمون:

ص٧١٠
ايقان از آنجا ظهور نموده است بذكر بعضى از ايشان مبادرت مىنمايد :

مقال در بيان احوال بعضى از ارباب معارف آن ديار بطريق اجمال

ابو الحسن على بن عبد الله بن حسين بن جهم

از كبراى اين طايفه بوده مريد جعفر خلدى است مدتى در مكه معظمه سكونت اختيار نموده و شيخ آن ديار بوده او را كتابيست معتبر مسمى به بهجة الاسرار در ذكر احوال اخيار و ابرار وفات آن بزرگوار در زمان خلافت القادر باللّه عباسى روى نموده است رحمة اللّه عليه ، نقل است كه وى را پسرى بود كه رفتار او خوب نبود از اعمال سيئه پدر را رنجه مىنمود روزى به ميان مسجد الحرام مىگذشت يكى با شيخ شيروانى عرض كرد اى شيخ اين فرزند شيخ ابو الحسن است چه ملامت و رنج از اين پسر بر آن پدر است شيخ فرمود ملامت و رنج از پدر بر پسر است نه از پسر بر پدر زيرا كه اگر پدر وى بزرگ نبودى كسى با او التفات ننمودى و او را ياد نكردى و به زبان نياوردى از بزرگى پدر او است كه پسر بر زبان مردم افتاده و انگشت‌نماى خلق شده .

ابو يعقوب يوسف همدانى قدس سره

عالم ربانى و عارف سبحانى بوده در كشف حقايق و شرح دقايق و تربيت مريدان يد بيضا مىنموده در بدايت حال بدار السلام بغداد رفت و ملازمت شيخ ابو اسحاق شيرازى را التزام گرفت مدتى در خدمت شيخ درس خواند و در فقه و نظر به مرتبه اعلا رسيد با صغر سن شيخ ابو اسحاق او را بر اكثر اصحاب خود مقدم مىداشت از جمعى كثير در بغداد و اصفهان و سمرقند حديث استماع كرد آنگاه ترك همه نموده قدم در وادى رياضت و مجاهده گذاشت از مريدان شيخ ابو على فارمدى گشت و از همت آن حضرت پايه قدرش از اين و آن درگذشت و با شيخ عبد اللّه جوينى و شيخ حسن سمنانى صحبت نموده و چندگاه در مرو و هرات ساكن بوده بالاخره ما بين هرات و مرو در سنه پانصد و سى و پنج در زمان خلافت الراشد باللّه عباسى و حكومت سلطان مسعود سلجوقى