تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 706

مساهمون:

ص٧٠٦
در مرزوبوم روم ديوانى ملاحظه نمود كه تخلص آن نظامى بود ولى معلوم نشد كه از نظامى سمرقندى بوده يا از جناب شيخ ، باى حال اين چند بيت از تذكره‌ها نوشته شد شعر :
هم جرس جنبيد و هم در جنبش آمد كاروان * كوچ كن زين خيل خانه سوى دار الملك جان شحنهء ما دانش آنگه دزد در همسايگى * رستم ما زنده وانگه ديو در مازندران هم زمين را با خلايق ناموافق شد مزاج * هم فلك را با كواكب نامناسب شد قران زان قران ايمن شوى چون چنگ در قرآن زنى * مهد قرآن جوى كآمد مهدى آخر زمان هرچه نز قرآن طرازى برفشان زان آستين * هرچه نز ايمان بساطى درنورد آن آستان در مرقعهاى خاك‌آلوده يا بى روشنى * پره زن زين روى كرد آتش به خاكستر نهان چند از اين سلطان و سلطان از تو سلطان بنده‌تر * بندهء او شو كه او شد صاحب سلطان نشان دست عدلى را كه آرى بر سر يك زيردست * در لحد خورشيد يا بى در قيامت سايه‌بان ظالمان را در قيامت خصم باشد مملكت * حشويان را بر مسافت چاه باشد نردبان گر همه جلاب باشد آب جوى كس مخور * ور همه تسبيح باشد نقش نان كس مخوان
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 706 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى