تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 673

مساهمون:

ص٦٧٣
عمر خيام به خدمت خواجه شتافت خواجه بعضى از قراى نشابور باقطاع وى داده منزوى گرديد و بكسب كمال و نشر علوم و فضائل بكوشيد و سيدنا انتظار مىكشيد كه خواجه نظام الملك او را بخواند و بوعده عمل كرده به مقصد رساند چون آن معنى صورت نه‌بست سيدنا در سلطنت الب‌ارسلان به خواجه نپيوست چون دولت الب‌ارسلان درگذشت و نوبت ملكشاه گشت سيدنا در نشابور بحضور خواجه رسيد اما خواجه بدانچه عهد رفته بود التفات نكرد و از آن ياد نياورد بلكه بمجلس پادشاهش نرسانيد سيدنا با خواجه گفت اى خواجه تو از اهل تحقيقى و از اصحاب طريقى مىدانى كه دنيا فانى است و هزار او يك و بسيار او اندكست روا نباشد كه به جهت جاه و منصب دنيا عهد را نقض سازى و خود را در زمرهء
يَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ *
اندازى . بيت :
دست وفا در كمر عهد كن * تا نشوى عهدشكن جهد كن
خواجه ناچار او را در مجلس سلطان درآورد و از وفور كياست او قدرى تقرير كرده و نيز بعرض سلطان رسانيد كه تند و گريز و صاحب طيش است اعتماد را نشايد و بر سخن او اعتقاد كردن نبايد چون سيدنا مرد دانا و بر عواقب امور بينا بود بنا بر ديانت و صيانت و تدبيرى كه داشت در اندك فرصتى در مزاج سلطان تصرف نموده در بسى از امور خطير و مهمات بزرگ پادشاه دست تسلط نهاد و عقد امورات كليه ملكى و مالى بگشاد چون سلطان دانست كه نظام الملك در حق سيدنا آنچه گفته محض افتراست و مطلب خواجه تقبيح احوال سيدناست ازاين‌جهت و جهات ديگر سلطان را از خواجه اندك غبارى بر حاشيهء ضمير نشست و خاطر مرآت مآثر پادشاه جهان پناه از حركت خواجه بشكست . روزى سلطان از خواجه سؤال فرمود كه به چند گاه دفترى منقح توان نمود كه محتوى باشد بر جمع و خرج بلاد و ترتيب آن را در چند مدت توان داد خواجه نظام الملك جواب داد كه در دو سال بنياد تنقيح آن توان نمود سلطان ملكشاه فرمود كه دير مىشود سيدنا حسن گفت كه ترتيب آن در چهل روز منقح مىگردد مشروط بر آنكه در مدت مذكوره نويسندگان پيش بنده باشند سلطان را اين سخن مستحسن افتاد و