تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 524

مساهمون:

ص٥٢٤
بندگان خداى تعالى جز به خداى تعالى محتاج باشند آخر اين دنيا را به بركت ايشان به‌پاى مىدارد پس ايشان را چرا درمانده و پريشان بگذارد شيخ مجد الدين بغدادى قدس سره در هر سال خرج سفرهء خانقاه وى دويست‌هزار دينار بوده و من حساب پانصد هزار دينار املاك وقف نموده‌ام بر صوفيه كه بر طريق ما باشد . و ديگر فرموده كه ممكن نيست كسى به مرتبه ولايت برسد الا كه حقتعالى پرده بر سر او بپوشد و او را از چشم خلق مستور نمايد معنى اوليائى تحت قبابى اين قباب نه پرده كرباس و غيره است بلكه اين قباب صفات بشرى است چنان كه از صفات بشريت در او عيبى ظاهر كند يا هنرى را از او در چشم مردم عيب نمايد و معنى « لا يعرفهم غيرى » آنست كه تا بنور ارادت باطن كسى را منور نكند آن ولى را نشناسد پس آن نور او را شناخته باشد نه آن‌كس آن نور را . و ديگر فرمود كه درويشان كه به كار باطن اشتغال دارند و همواره بسلوك و مجاهده قدم مىگذارند بايد كه بطال و بيكار در ميان خود راه ندهند كه ايشان طايفه مضل و گمراهند چنان كه گفته‌اند كه يك مرد بيكار صد مرد كار را از كاروبار بازدارد . و فى الواقع همين‌طور است كه جناب شيخ فرموده زيرا كه فقير مكرر ديده و مشاهده نموده است و مىنمايد نظم :
اى برادر مىگريز از يار بد * يار بد بدتر بود از مار بد مار بد تنها همى بر جان زند * يار بد بر جان و بر ايمان زند
ديگر فرموده حكيم ترمدى و جماعتى از مغاربه گفته‌اند كه بداية الاولياء نهاية الانبياء روزى در بغداد در خدمت شيخ بوديم فرمود كه آن جماعتى كه گفته‌اند بداية الاوليا نهاية الانبياء از آن سخن اين خواسته‌اند كه بداية الاولياء نهاية الانبياء فى الشريعة و نهاية الاولياء بداية الانبياء فى الطريقة زيرا كه چون شريعت در آخر كار نبى تمام شد كه اليوم اكملت لكم دينكم ولى تا شريعت را بكمال تعليم نكرد قدم در ولايت نتواند نهاد پس آنچه نبى را در شرايع به انتهاى كار باشد ولى را به ابتدا باشد زيرا كه اگر كسى بدان احكام كه در مكه نازل‌شده سلوك و به احكامى كه در آخر عمر در