از كثرت و عدت ايشان سخنان استماع افتاد اما آنچه تخمين فقير آمد قريب پانصد هزار خانوار مىباشند اغلب آن طايفه شيعهمذهب و قريب بيست هزار خانوار غالى و دوازده هزار خانوار سنى و قريب به دو سه هزار خانوار خوارج ليكن همگى جبلى و جنگى از معارف انسانى دور و از كمالات نفسانى نفورند اما در مهماننوازى ممتاز و در شجاعت و دليرى بامتيازند و دو طايفه با يكديگر اتفاق ندارند و در جنگ و جدل با هم هميشه در كارند .
سنك شاه مسعود كه مشهور بسنك پازهر است در قرب هفت فرسخى شهر قندهار است و بعضى آثار از سلاطين كيان در آنجا يادگار است در آن ولايت فرقهاى ديدم به زىّ صوفيه بودند و به روش وهم و خيال عمل مىنمودند و مىگفتند كه ما از وهم و خيال رستهايم و بعالم فراغت و آزادى پيوستهايم .
گفتار در بيان اعتقاد وهميه و خياليه
اين فرقه مىگويند كه آنچه ديده مىشود و مشاهده مىگردد همگى وهم و خيال است و اصلى ندارد و هركس به خيال خويش چيزى پندارد و هركس به خيال خويش ضبطى دارد بهشت و دوزخ موجود نيست و ثواب و عذاب امر وهمى است هركس بوهم و پندار خويش گرفتار است ،
قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ
شاهد اين گفتار است
بيت :
هر تصور در نهادت غالب است * هم بر آن تصوير حشرت واجبست
ملائكه و شياطين و اجنه معدوم است و عقول و نفوس و افلاك محض موهوم حسن و قبح اشياء و مدح و ذم اهل دنيا جمله پندار است و فخر و ننگ و صلح و جنگ بوهم و خيال آشكار
بيت :
از خيالى صلحشان و جنگشان * وز خيالى فخرشان و ننگشان
بعثت انبياء و هدايت اولياء كذب و بهتانست و اوامر و نواهى كتب و صحايف سماوى سخنان پريشانست جهت نظام امور خويش چنين يافتهاند و صلاح خود را چنين دانستهاند كه هر چيزى بوهم پديدار است و هر شيئى باقتضاى خيال آشكارا اگر وهم نبودى