از انقراض دولت نادرى احمد خان بن ذو الفقار خان سد و زائى از جماعت ابدالى در سنه هزار و صد و هفتاد افسر شاهى بر فرق نهاد و مملكت زابل و كابل و سند و پنجاب و كشمير و طخارستان و قهستان و بعضى از خراسان را مسخر نمود .
راقم حروف احوال او و اولادش را در ضمن تحرير كابل مذكور خواهد نمود انشاءالله تعالى اكنون كه سنه هزار و دويست و سى و هفت هجريست ايالت آن ولايت با جماعت افغانست .
استدراك
مخفى نماند كه در نسب افغان اختلاف فراوانست آن جماعت متفرق به دو فرقهاند اول طايفه غلجائى دويم فرقه ابدالى كه ايشان را درانى « 1 » نيز گويند .
مؤلف مؤيد الفضلاء گفته كه در زمان حضرت سليمان شخصى بوده افغان نام در هنگامى كه آن حضرت مسجد اقصى را اتمام مىفرمود افغان را سر كار عمله مسجد نمود و اين طايفه از نسل ويند . و بعضى از اصحاب انساب گفتهاند كه طايفهء افغان از نژاد حضرت اسحاق بن ابراهيم مىباشند و ايشان مدعيند كه ما از اولاد خالد بن وليد مىباشيم .
اين طايفه از حد هرات و زابل و كابل و سند و هند و كشمير و جبال بدخشان الى اقصاى هندوستان مسكن دارند و مجموع آنها طريق ييلاميشى مىسپارند آنچه در تخمين فقير آمده زياده از هزار هزار خانوارند يورت اصلى فرقه ابدالى ولايت زابل است
در كتب انساب ايشان مسطور است كه زيرك ولد حسن بن ابدال است و جميع فرقه ابدالى به او « 2 » منسوبست از زيرك چهار فرزند بوجود آمد اول اسى دويم پويل سيم بارك چهارم ميلكو . بخشنده بىمنت پويل را دو فرزند عطا فرمود اول حبيب ، دويم پار . و از حبيب سه پسر جلوهگر گشت اول بام ، دويم حسن ، سيم اسماعيل ، بام را دو فرزند بوجود آمد اول صالح دويم و بنك . از صالح يك پسر جلوهگر گشت سدو نام اكنون سلطنت در ميان اولاد سدو مىباشد ،
هامش
( 1 ) - نسخه : دران درانى .
( 2 ) - نسخه : از او