كجاست و در زمان واحد كى رسيد و فشار قبر چگونه است و عزرائيل كى آمده و قبض روح چگونه نموده پس معلوم شد كه اين جمله وهم و خيال بود
بيت :
فكرهائى كه پخت واعظ خام * همگى را خيال مىبينم
آن خيالات بىثبات ورا * من خيال محال مىبينم
اگر وهم و خيال نبودى شخص واحد بر اهل كشورى چگونه حكم نمودى و اهل آن كشور چگونه از وى ترسيدندى و همگى هراسيدندى ديگر آنكه اگر مردهئى در خانهاى بوده باشد زندهاى پيش آن مرده برود البته از وى بترسد سيما هنگام شب و همچنين اگر كسى در زمين هموار رود همان كس اگر بر سر ديوار رود خم شود و بهراسد پس معلوم شد كه همه عالم وهم و خيالست جمعى شريعت را دام كردهاند و گروهى از طريقت دم مىزنند و فرقهاى از حقيقت مىلافند و زمرهاى از معرفت مىبافند هر يك دعوى حق مىكنند و ادله و براهين در اثبات واجب مىآرند و آن نيز وهم و پندار است .
« كلما ميزتموه باوهامكم بأدق معانيه فهو مخلوق مثلكم مردود اليكم »
شاهد اين گفتار است اين اعتقاد طرفه پوزبند و صاحبش شگفت خورسند است تن به آتش سوخته جان بباد فنا دهد كه من فلان مذهب دارم و دل از آبروى شسته و سر به خاك هلاك نهاده كه من در وادى فلان ملت پا مىگذارم اگر از صاحبان هفتاد و سه مذهب بلكه از جميع اصحاب ملل و مذهب سؤال نمائى و در پرسش گشائى كه چه كيش دارى و بر لوح خاطر چه مذهب مىنگارى جوابش جز وهم و پندار و پاسخش جز خيال و انگار نيست اگر ترقى نمايد
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
سؤال را جوابست اگر بر سؤال بيفزائى ضرب و شتم مشاهده نمائى .
حاصل آنكه نظام عالم بوهم منوط است و انتظام امور بنىآدم به خيال مربوط اگر وهم نبودى احدى اطاعت كسى ننمودى .
اين فرقه در ساير ايران « 1 » نيز مىباشند و در لباس مسلمانان جلوهگرند گويند مبدع اين مذهب سوفسطا « 2 » بوده و شخصى در زمان سلطان محمود در غزنين در مذهب وهميه كتاب مبسوط تاليف نموده و براهين عقليه و دلايل نقليه اثبات مذهب خياليه كرده « 3 » .
هامش
( 1 ) - بستان : اين فرقه در ايران و هندوستان و روم و ساير مرزوبوم . . .
( 2 ) - نسخه : سوفط
( 3 ) - اين مبحث در كتاب بستان السياحة مبسوطتر است رجوع كنيد به صفحه 132 بستان السياحة