دويم جماعتىاند از اهل سنت و جماعت لوازم شريعت و طريقت بجاى آرند و آداب و سنن حتى المقدور و الامكان فرونگذارند و در وحدت وجود بطريق ظل و ذى ظل قائل و به روش رياضات و مجاهدات شاغل باشند بطريق تصفيه باطن و تجليه روح و تخليه سرّ سعى بليغ دارند و بتهذيب اخلاق و تحصيل احوال بهغايت كوشند و كسوت عزلت و سهر و جوع و صمت پوشند و جميع مسكرات را حرام دانند حتى قليان و ترياق ، بذكر خفى و جلى و مراقبه جدوجهد تمام دارند و بعضى از آن فرقه منكر ذكر جلى و حلقه ذكر مىباشند و مىگويند كه حلقه ذكر از شايبهء ريا خالى نيست و اين طايفه در مملكت خراسان و زابلستان و كابل و هند و كشمير و ماوراءالنّهر و تركستان و كشور روم و شام و مصر و حجاز و يمن و غيره بسيارند چون اين فرقه در مواظبت امور شرعيه سعى بليغ دارند لهذا اكثر علماء ظاهر از اهل سنت داخل اين جماعت مىباشند .
سوم جماعتىاند بجميع اقوال و افعال و اعمال مذكوره عمل نمايند اما شيعهمذهباند و اين فرقه در غايت قلتند بلكه اقل قليلند فقير در مدت بيست و پنج سال سياحت دو سه نفر از اين طايفه ديدم كه مىگفتند طريقه ما نقشبنديه و مذهب ما اثناعشريه است و اللّه يعلم بحقايق الاعتقاد .
عين على شاه
فاضل گرانمايه و عارف بلندپايه بود و در فقر و فنا و صدق و صفا وى را عديل و نظير نبود و در كشور ايران و هندوستان و كابل بسيار گرديده و به خدمت اكثر مشايخ روزگار رسيده از خلفاى عارف ربانى نور على شاه اصفهانى بود فراست كامل و قناعت شامل و قدم راسخ داشت و همواره تخم شفقت بر دلهاى فقراء و ضعفاء و مساكين مىكاشت اغلب اوقات و اكثر زمان منزوى و به عبادت قلبى و قالبى اشتغال مىنمود و در حدود سنه هزار و دويست و چهارده وفات يافت .
محمد كاظم خان بن محمد على خان
اميرى بود كه در علو نسب و سمو حسب و عظمت شان و شرافت دودمان معروف و به وجاهت صورت و محاسن سيرت و كسر نفس وجودت ذهن موصوف در تكريم شريعت نبوى و تعظيم