تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 484

مساهمون:

ص٤٨٤
طريقت رضوى منفرد و در صدق و صفا و مهر و وفا متفرد مصرع :
هرچه گويم در كمالش بيش بود .
در آن‌وقت كه والد بزرگوارش « 1 » امير گردون وقار وفات نمود بسن دوازده سالگى بود چون آثار سعادت و اقبال در ناصيهء حالش پيدا و علامت جاه و جلال ازو جنات احوالش هويدا بود لهذا محمود شاه بن تيمور شاه بن احمد شاه افغان او را مشمول نظر عطوفت گردانيد و همت بر تربيتش گماشته در اندك زمانى بوفور فضائل و كمالات نفسانى ممتاز گرديد مدتى در ملازمت محمود شاه در كمال عزت روزگار گذرانيد تا آنكه صيت فراست و كياست و كاردانى آن امير بىنظير بسمع پادشاه والاجاه تيمور شاه رسيد مسرعى فرستاد و بدار الملك كابل احضار فرمود محمود شاه امتثال فرمان كرده او را باعزاز تمام به خدمت پدر ثريا مقام ارسال نمود چون خان عالى شاه ملازمت « 2 » پادشاه قدردان دريافت شهريار قدر و منزلت وى را يافته پرتو اصناف الطاف شاهى بر وجنات حالش تافته به درجه بلند و مرتبهء ارجمند رسيد تا آخر حيات تيمور شاه در غايت رفعت و جاه اوقات گذرانيد چون به حكم
« كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ »
در سنه هزار و دويست و هفت پادشاه درگذشت و پسرش شاه زمان باتفاق امراء افغان بر سرير سلطنت متمكن گشت التفات چندان به حال خان عاليشان ننمود زيرا كه توجه محمودى را دربارهء وى معلوم كرده بود خان ذيشان به حكم آنكه مصرع : زمانه با تو نسازد تو با زمانه بساز ، مدت نه سال به شدايد زمان مصابرت نموده نظر به لطيفه غيبى داشت تا آنكه در سنه هزار و دويست و پانزده شاه محمود لواى شاهى در آن ديار برافراشت و شاه زمان و وزير او رحمت اللّه خان را گرفته بر ملك موروثى استيلا يافت و به حكم شاه محمود شاه زمان كور و رحمت اللّه خان بديار عدم شتافت خان والاجاه به خدمت محمود شاه رفته اعتبار تمام يافت و شهريار او را بر تمام امراء و اركان دولت مقدم نمود جناب خانى در ملازمت سلطانى خدمات پسنديده بظهور رسانيد و موجب تحسين دوست و دشمن گرديد و در امور جزوى و كلى سلطنت دخل تمام كرد چنان كه
هامش
( 1 ) - كذا . ( 2 ) - نسخه : به ملازمت .