تكليف كردند و او را طوعا و كرها به جنگ قزلباش بيرون آوردند بعد از التقاى فريقين ما بين هرات و غوريان جنگ عظيم اتفاق افتاد و جنود افاغنه شكست يافته صوفى اسلام دستگير شده طايفه قزلباشيه هماندم وى را بقتل آوردند و بعضى از اعضاى او را سوختند و بسيارى از مريدان او كه قدم ثبات فشرده بودند كشته شدند و جمعى ديگر جسد نيمسوخته وى را برداشته بمسكن خويش آورده مدفون ساختند و قبه عظيم بر سر قبرش برافراختند و اولاد و احفاد بسيار از وى يادگار ماند .
گفتار در بيان سلسله نقشبنديه
بر ارباب علم و اصحاب حلم پوشيده نماند كه سلسله نقشبنديه منسوبست به شيخ بهاء الدين نقشبند بخارائى و آن فرقه را به دو جهت نقشبند گويند اول آنكه نقشبند قريهايست در يك فرسخى بخارا چون شيخ بهاء الدين در آن قريه بود لهذا بدين اسم شهرت نموده مانند سلسله چشتيه چشت قريهايست از قراء هرات چون خواجه احمد از آن قريه برخاست بدين سبب به اين اسم معروف شده . دويم مدار طريقت ايشان بذكر خفى و مراقبه است و در اين دو چيز جدوجهد تمام بظهور رسانند و تمام عمر خود را بر اين دو چيز صرف گردانند
بيت :
اى برادر در طريق نقشبند * تا توانى بر دل خود نقشبند
فقير مىگويد كه آنچه از آن طايفه ديده و مشاهده گرديد آنست كه سلسله نقشبنديه متفرق بسه فرقهاند اول جماعتىاند كه موسوم به قلندريهاند ايشان رسوم شريعت ندانند و شريعت را از جمله مقيدات خوانند طاعت و عبادت بجا نيارند و نماز و روزه نگذارند نكاح را حرام دانند و تجرد صورى را واجب و لازم شمارند اوراد و اذكار را منكر باشند بنگ بسيار خورند و چرس بسيار كشند خويش را ديوانه خدا مىدانند همواره سياحت نمايند و طريق مسافرت پيمايند ايام پنجشنبه دريوزه را فرض شمارند و آنچه بدست آيد خدمت شيخ آرند و اشعار مشايخ كه مناسب حال ايشان باشد بسيار خوانند آزار رسانيدن و اذيت نمودن بمخلوقات را گناه عظيم دانند آن طايفه را با اسلام به غير از اسم مناسبتى نيست و در فقر و فاقه بجز لباس مشابهتى نى .