تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 444

مساهمون:

ص٤٤٤
كفران نعمت كرده مخالفت ورزيد امير دو نوبت به قصد او بدشت قبچاق كه طولش هزار فرسنگ و عرضش ششصد فرسنگست لشكر كشيد و در هر دو نوبت با توقتمش خان مقاتله نموده مظفر گرديد . چند دفعه بولايت گرجستان رفته و با كفار آن ديار جنگ كرده بر ايشان جزيه معين نمود و چندين هزار سمن سيماى گل‌رخسار اسير فرمود . چون در سنه هفتصد و نود سيورغتمش خان بديار نيستى رخت بربست پسرش سلطان محمود خان به حكم امير صاحب‌قران بر سرير خانيت نشست و نوبت آخر سنه هفتصد و نود و دو كه به ايران توجه نمود در قراباغ آذربايجان قشلاق فرموده در سنه هفتصد و نود و سه سفر شام كرد و جميع آن بلاد را به حيطهء تصرف درآورد چندين امراء بزرگ آن ولايت به حكم امير بقتل رسيدند و چندين هزار دختران ماه پيكر و پسران خورشيد منظر اسير گرديدند اكثر آن بلاد به جاروب نهب و غارت مصفا گشت و سلطان فرخ فرمانفرماى مصر منهزم گشته بجانب مصر شتافت و نقود و اجناس از حد افزون و امتعه و اقمشه از حساب بيرون بدست عساكر منصوره افتاد . در همين سال به جهت مخالفت اهل بغداد امير صاحب‌قران بدان صوب عزيمت نموده بقتل عام آن ديار فرمان داد ، در اين سال امير كشورگير قشلاق را در قراباغ اختيار نمود و در سال ديگر به سفر مرزوبوم روم توجه فرمود ، در سنه هفتصد و نود و چهار در حدود انگوريه با سلطان ايلدرم بايزيد قيصر روم مصاف داد و قيصر بدست امير صاحب‌قران افتاد لشكر قيامت اثر جغتاى بر تمام مملكت روم مستولى شدند و از مراسم قتل و غارت هيچ‌گونه قصور نكردند امير قرب يك سال و نيم در روم لنگر اقامت انداخت و خاندانهاى بزرگ و دودمانهاى سترك آنجا را برانداخت در آن اوقات سلطان محمود خان و سلطان ايلدرم بايزيد در اردو وفات يافتند و از اين گيرودار جهان فانى رسته بسراى جاودانى شتافتند و امير صاحب‌قران در سنه هفتصد و نود و پنج بآذربايجان مراجعت نمود و قرب يك سال و نيم در آذربايجان و عراق توقف فرمود و سلاطين اطراف از گيلان و مازندران و ساير مكان به خدمتش روى نهادند و بعضى پيشكشهاى لايق فرستادند پادشاه مصر وجوه دنانير و دراهم را بنام صاحب‌قران مزين ساخته به خدمتش
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 444 | زين العابدين شيروانى / حسين بدر الدين / اصغر حامد ربانى