ذكر بعضى از مشايخ و علماء آن ديار و متقدمين و معاصرين بسبيل اختصار
شيخ عماد الدين فضل الله
عارج معارج راه يقين بود بعد از تحصيل علوم ظاهرى در عنفوان جوانى در خدمت شيخ حاجى محمد جنوشانى بسلوك اشتغال نمود و در اندك زمانى بيمن انفاس شيخ به مرتبه اعلا رسيده و يكى از اكمل اولياء گرديده بعضى از محققين اين طايفه آن جناب را قرين مجد الدين بغدادى دانند و برخى از او افضل و اكمل انگارند .
از لطائف اتفاقات آنكه در ميان اين دو بزرگوار عاليمقام در احوال ظاهر نيز موافقت تمامست مانند آنكه هر يك از ايشان محبوب شيخ خود بودهاند و قبل از شيخ خود وفات نمودهاند و هر يك از ايشان لباس اهل ظاهر مىپوشيدهاند و در ايام جوانى به حكم سلطان شربت شهادت نوشيدهاند . سلسلهء طريقت آن جناب به چهار واسطه به شيخ اسحاق ختلانى مىرسد بر اين موجب آن جناب مريد شيخ حاجى محمد جنوشانى و او مريد شمس الدين محمد لاهيجى و او مريد سيد محمد نوربخش و او مريد خواجه اسحاق ختلانى است . شهادت آن جناب فى شهور سنه نهصد و چهارده در همان ديار بجرم تشيع به حكم شيبك خان اتفاق افتاده . اشعار آبدار آن بزرگوار بسيار است يك رباعى تيمنا نوشته شد .
رباعى :
بر درگه دوست تحفه جز جان نبرى * دردت چو دهند نام درمان نبرى
بىدرد ز درد دوست نالان گشتى * خاموش كه عرض دردمندان نبرى
امير صدر الدين ابراهيم
عمدهء علماى زمان و قدوهء سادات فضيلت نشان بود در زمان سلطان حسين ميرزا در بلدهء هرات بدرس و افاده قيام و اهتمام مىنمود و در نزد سلطان و ساير امراء ذيشان غايت احترام داشت فى شهور سنه نهصد و نوزده به طرف آخرت علم برافراشت .