تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
من روا دارم كه سوزد جان من * كس نداند اين غم پنهان من آتش عشق تو باشد شعله‌ور * شعله كى گردد نهان و مستتر نور عشقت عالمى را سوخته * ليك جان من فزون افروخته .

گلزار پنجم در تبيان اماكن موغان

بر دانشوران زمان مخفى نماناد كه موغان ولايتى است خضرت نشان و مملكتى است نزهت توأمان مشتملست بر بلاد عظيمه و قصبات قديمه از كريوه سنگ بر سنگ كه محاذى بلوك مشگين است تا كنار آب ارس ولايت موغانست در اين مسافت چندانكه جبل سيلان باشد گياه زهردار بسيار باشد و چارپايان را هلاك گرداند و در بهار زهر آن كمتر است و حيوان گرسنه را بيشتر ضرر رساند چون سيلان پيدا شود آن مضرت در اين گياه نباشد آن ولايت محدود است از طرف شمال بشيروان و از جنوب بآذربايجان و از مشرق بطالش و درياى خزر و از مغرب به گرجستان و اران . و جميع بلادش از اقليم خامس و مردمش در رنگ و رخسار قريب باقليم سادس و در حسن و لطافت از اهل ارمن كمترند ، صحارى و جبالش به‌غايت سخت و مشتمل بر جنگلهاى پردرخت اكثر زمين آن ديار چمن و مرغزار و انواع گل و رياحين آن بيشمار ، هر ولايت آن را صاحب ايالتى بنا نموده و چون قديم الزمان جمعى از موغان و دانشمندان مجوسان جهت سكونت آنجا را اختيار نموده‌اند لهذا موغان شهرت يافته ، گنجه و قراباغ و بيلقان و بردع از موغانست ، فواكه سردسيرى آن ارزان و حبوباتش فراوان است در ايام سابق مردمش دين صابئيه داشتند چون زردشت ظاهر شد دين بهى افراشتند بعد از