بعد از دولت نادرى طايفه خان چوپانلو استيلا داشتند و مدتى لواى اقتدار برافراشتند و چندى حسينعلى خان و پسرش فتحعلى خان از عشاير عرب در آن ملك امارت يافته و امراى خان چوپانلو بديار تفرقه شتافتند و فتحعلى خان بر جميع بلاد شيروان مستولى گرديد و از امارت بمعارج سلطنت رسيد در شجاعت و صلابت يگانه و در سخاوت و سماحت وحيد زمانه و در جود و كرم سواد نام حاتم از بياض عالم محو نموده درگاه عالم پناهش ملجأ امراى عظام و خوانين عاليمقام و از دست دريا نوالش فقر و فاقه از جهان گمنام بود و در سنهء هزار و دويست داعى حق را لبيك اجابت فرمود بعد از انتقال آن خان عاليشان هرج و مرج فراوان بملك شيروان راه يافته مصطفى خان بن آقاسى خان از طايفهء خان چوپانلو بولايت شماخى شتافت از تصرف اولاد خان ذيشان منتزع گردانيد و تمامى آن ديار را قلم اختصاص كشيد اكنون قريب سى سالست كه حاكم بالاستقلالست بسبب هجوم سپاه روسيه و قاجاريه شهر را ويران ساخته در قله جبل مسمى بفوت شهرى طرح انداخته به جهت حصانت مكان و متانت جاى به دولت قاجاريه اطاعت نمىنمايد و ابواب صداقت بر روى امناى روسيه نمىگشايد . پوشيده نماند كه احوال ملوك شيروان و تفصيل احوال ايشان در هيچ تاريخ به نظر حقير نرسيده قول قاضى ناصر الدين بيضاوى و عبد الغفار لارى و صاحب زبدة التواريخ مذكور گرديده و اللّه اعلم بحقايق الامور .
ذكر بعضى از ارباب كمال آن ديار بر سبيل اختصار
حكيم خاقانى
هو افضل الدين ابراهيم بن على النجار افضل فضلاى روزگار و اعلم علماى هر ديار بود بنا بر قول مشهور در خدمت ابو العلاء گنجوى اكتساب فضائل مىنموده معاصر خاقان كبير شيروان شاه و المستضىء باللّه بوده در بدايت حال حقايقى تخلص مىفرموده و از خدمت خاقان خاقانى يافته آخرالامر به راه ترك و تجريد شتافته بتقريب ملك و ملازمت سلاطين مدتى زحمت حبس كشيده عاقبت رهائى يافته عازم حج اسلام