هوشنگ بن كاوس - پادشاه بافرهنگ بود بعد از پدر بر تخت سلطنت جلوس نمود در سنهء هفتصد و هشتاد و چهار از رود كر گذشت ميان سلطان احمد و برادرش سلطان بايزيد نزاع بود باعث صلح جانبين گشت .
شيخ ابراهيم بن سلطان محمد بن كيقباد - بعد از عمزاده افسر حكومت بر فرق نهاد
نظم :
چو مرگ افكند افسرى از سرى * نهد آسمان بر سر ديگرى
شيخ ابراهيم بهغايت دانا و بر امور سلطنت بينا بود از غايت خردمندى با امير تيمور صاحب قران صداقت نمود در بعضى محاربات در ركاب امير مساعى جميله بظهور رسانيد وقتى پيشكش عالى از نظر امير گذرانيد و از هر جنسى نه نه مقرر فرمود مگر غلام كه هشت نفر بود خود را نهم حساب نمود اين معنى دل امير صاحبقران را ربوده لاجرم در تراضى خاطر او سعى بليغ مىفرمود بعد از فوت امير تيمور قرايوسف تركمان بصوب شيروان لشكر كشيد خرابى بسيار به آن ولايت رسانيد و شيخ ابراهيم را دستگير گردانيد مبلغ گرامندى از وى گرفته حكومت شيروان را به او واگذاشته شيخ ابراهيم در سنه هشتصد و بيست لواى عزيمت بصوب آخرت افراشت .
سلطان خليل بن شيخ ابراهيم - اتفاق « سلطان خليل » تاريخ جلوسش گرديد مانند پدرش با تيموريه صداقت مىورزيد لاجرم قرااسكندر بن قرايوسف لشكر فراوان بولايت شيروان كشيد سلطان خليل فرار نموده از صدمهء تراكمه خرابى بسيار بدان ديار رسيد و بامداد ميرزا شاهرخ گوركانى شر ايشان را مندفع گردانيد در سنهء هشتصد و شصت و هشت بعالم ديگر خراميد مدت سلطنتش چهل و هشت سال بود .
شيروان شاه المشهور بفرخ يسار بن سلطان خليل - بعد از پدر افسر سلطنت بر فرق گذاشت و لواى جهاندارى و فرماندهى برافراشت و مدت مديد حكومت و حكمرانى مىفرمود و طريق سلطنت مىپيمود آخرالامر فى شهور سنهء نهصد و شش در جنگ شاه اسماعيل رحلت نمود مدت حكومتش سى و هفت سال و چند ماه بود .
بهرام بيك بن فرخ يسار - شهريار معدلت شعار بود مدت يك سال حكومت