تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
نهادند قريب به صد هزار خانوارند كه در صيف و شتا طريق ييلاميشى و قشلاميشى سپارند عموما غريب‌پرور و مهمان‌نواز و در جود و احسان از ساير امكنه ممتازند اما گروهى خونريز و فتنه‌انگيزند از سرقت و قطاع الطريقى نپرهيزند در قتل و غارت سردفتر بنىآدم و در فساد و فتنه خميرمايهء عالمند چنان كه رؤساى قراء به حاكم شهر اطاعت و انقياد ننمايند و دو قبيله ابواب مصادقت بر روى يكديگر نگشايند لاجرم تردد مسافران صعب الامكان و آمدوشد تجار به‌غايت دشوار است مأمول از كرم حضرت عزت چنانست كه بدان ولايت كسوت اهليت امنيت « ظ » در پوشاند و فساد را به صلح و خيريت مبدل گرداند مسوّد دفتر آنچه از آن كشور ديده و بدان بلاد رسيده در سلك تحرير مىآورد و من اللّه التوفيق :

شهر اخلاط

اخلاط شهريست دلنشين و مدينه‌ايست بهجت قرين از اقليم چهارم در كنار بحيره واقع و اطرافش واسع ، سمت شمالى وى كوهى است مسافت نيم فرسخ ، و دور آن مشتمل است بر چند قريه معموره آبش خوشگوار و هوايش ناسازگار محتويست بر باغات نيكو و بساتين چون مينو ، از فواكه زردآلوى آن بسيار خوب و از حبوبات گندمش به‌غايت مرغوب قديم الزمان دار الملك ارمن بوده بمرور ازمنه و صدمات مختلفه رو به خرابى نموده ، در زمان خلافت عثمان بن عفان حبيب بن سلمه مردان آن ولايت را بتيغ گذرانيد و زنان و اطفال آنجا را اسير گردانيد در روزگار خانان چنگيزى و ملوك چوپانى خرابى و پريشانى آن ولايت به‌غايت رسيد و مكرر بر بنيان او خرابى و آبادى راه يافته اكنون نارين قلعهء آن شهر آبادان و خارج آن حصار پانصد باب خانه بىاوضاع و پريشان ، خلقش ترك زبان و حنفى مذهب و از شيوه مردمى دورند و از طرز انسانيت نفورند . حاكمش شيخ احوز « 1 » نام و از خاندان با احتشام بعلو همت و وفور سخاوت معروف و به صباحت صورت و ملاحت سيرت « 2 » موصوف امير فقيرپرور غريب‌نواز در بستان السياحة :
هامش
( 1 ) - شيخ احمد ( 2 ) - ملاحت پيكر