امير حسينعلى شاه بن جهان شاه
بعد از واقعهء پدر ابواب خزاين گشاده صد هزار سوار را مواجب و مرسوم داد و به جهت انتقام خون پدر سلطان سعيد را از خراسان تحريك نمود ولى چون دولت قراقيونلو به آخر رسيده بود فايده بر آن مرتب نگشت فى شهور سنه هشتصد و هفتاد و سه از جهان فانى درگذشت و دولت آن طايفه به دو انقراض يافت .
بيت :
كدام سرو سهى را سپهر آبى داد * كه باز خشك نكردش به آتش بيداد
كرا نهاد فلك تاج سرورى بر سر * كه بند حادثه بر دست و پاى او ننهاد
در ذكر ملوك آققويونلو
بر خاطر عاطر طالبان خبر پوشيده نماند كه از طايفه آققويونلو نه نفر بر مدارج شهريارى رسيدند .
حسن بيك
نخستين ابو النصر حسن بيك ابن امير على بن عثمان بن قتلق بن حاجى به يك پادشاه كامكار و شهريار دولتيار بود در شجاعت و مردانگى و سماحت و فرزانگى هيچكس با او برابرى نمىنمود چون بساط اقتدار ميرزا جهانشاه و اولادش از صفحه روزگار درنوشت در تمامى ولايات اران و موغان و ارمن و آذربايجان و عراقين و فارس و كرمان نافذ الفرمان گشت و از حسن معدلتش اطراف و اكناف بلاد روى به معمورى نهاد و مهمات طبقات انام را در سلك نظام انتظام داد و آن شهريار را نسبت به خاندان شيخ صفى ارادت تمام بود چنان كه خواهر پاكيزه گوهر خويش را بسلطان جنيد تزويج نمود و دختر نيكوسير خود را بسلطان حيدر بن سلطان جنيد كه خواهرزادهء وى بود عقد فرمود به وساطت اين مواصلت مواد سلطنت و اسباب حشمت آن شهريار سمت تزايد گرفت تا زمان حلول اجل رسيد و ايام حياتش سمت اختتام پذيرفت فى شهور سنهء هشتصد و هشتاد و دو بسراى جاويد نقل نمود ، زمان اقبال و اوان استقلالش دوازده سال بود .