بود بگذاشتند وى را كه خرگاه او را غارت كرده جامهها را از تنش بيرون كرده برنداشتند مدت حكومتش چهارده سال و كسرى بود .
امير اسكندر بن قرايوسف
بعد از پدر پاى عزت بر سرير حكومت نهاد پادشاه سكندر جاه و رستم نهاد بود مكرر با ميرزا شاهرخ گوركان مقابله و مقاتله نمود و در زمين شيروان خرابى بسيار بظهور رسانيده و به جاروب نهب و غارت آن ديار را پاك گردانيد در سنهء هشتصد و بيست و هشت عز الدين شير به يك كردستانى و امير شمس الدين بيك اخلاطى را بكشت و در سنهء هشتصد و سى سلطان احمد كرد را بقتل آورد در نواحى شيروان و موغان قتل و غارت بسيار كرد ، فى شهور سنهء هشتصد و چهل بدست پسرش قباد بدنهاد بعالم آخرت قدم نهاد مدت سلطنتش شانزده سال بود .
ميرزا جهانشاه بن قرايوسف
شهريار دولت يار و پادشاه عدالت شعار بود به حكم ميرزا شاهرخ بر اورنگ دارائى عروج نمود و مملكت عراق و فارس و كرمان بر ملك موروثى اضافه كرد در سنهء هشتصد و شصت و دو طبرستان و جرجان را به حوزهء تصرف درآورد و هم در سنهء مذكوره با لشگر فراوان به تختگاه خراسان عزيمت نمود در شهر شعبان المعظم بىزحمت و الم در ظاهر هرات نزول فرمود اعلام عدل و انصاف در آن ديار برافراشت و هيچ دقيقهئى از مراسم عدالتگسترى نامرعى نگذاشت در اين اثنا خبر رسيد كه حسينعلى پسرش از محبس نجات يافته در جمع كردن اسباب تفرقه رعايا مشغولست لهذا با اولاد امير صاحبقران بساط صلح گسترد در سنهء هشتصد و شصت و سه عنان مراجعت به طرف تبريز انعطاف داد و سزاى بدخواهان به كنارشان نهاد و او را در مملكت هيچ منازعى نماند فى شهور سنه هشتصد و هفتاد و دو باستيصال حسن بيك كه دشمن قديم او بود كمر بست و حسن بيك به نيروى اقبال و مساعدت بخت لشگر جهانشاه را بشكست و جهان شاه را بدست آورده با يك پسرش به عدمآباد فرستاد .