تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 61

مساهمون:

ص٦١
تمام بلاد توران و تركستان در سنهء ششصد و هفده از جيحون عبور كرده لواى تسخير ايران برافراخت و آنچه لوازم تاختن و انداختن و كندن و سوختن و بستن و كشتن بود ظاهر ساخت صاحب صدر العباد گفته كه در اين فتنه از شهر رى كه مولد و منشأ فقير بود هفتصد هزار كس بقتل رسيدند در مقدمه ظفرنامه مذكور است كه در نيشابور غير از نسوان و اطفال كه بجاى بودند هزار هزار و هفتصد و چهل و هفت هزار كس بقتل رسيدند . و در روضة الصفا مسطور است كه در هرات هزار هزار و ششصد و كسرى بقتل آمدند ظهور او از بليات عظمى و حوادث كبرى بود از ظهور حضرت آدم تا اين دم بلائى مانند وى ظهور ننموده و به هيچ مذهب و ملت مقيد نبوده و جميع اديان در نظرش يكسان مىنموده اما در ياسا و يوسون خويش مسلمان را بر ساير مردمان ترجيح دادى چنانچه ديت ختائى بر درازگوشى و مسلمان را چهل بالش نقره نهاده درويشان و گوشه‌نشينان هر ملت را دوست داشتى و از مراسم نصفت و مروت هيچ‌گونه مهمل نگذاشتى ، دانايان هر قوم را در آغوش لطف و احسان پرورى و بدان گروه قواعد مرحمت و شفقت ظاهر كردى .

احوال و سياست چنگيز

در تواريخ مسطور است كه چنگيز خان را حالات غريب و حكايات بديع بود يكى از اختران را پرستش مىنمود با گروه روحانيان او را انس بودى و همواره بر مغيبات و خارق عادات زبان گشودى در فن شانه كمال مهارت و بر امورات صعب غايت قدرت داشتى از علو همت و سمو منزلت جهان و جهانيان نابود و معدوم انگاشتى و گاهى او را حالتى مانند غش و بيخودى رخ نمودى و در آن حالت از حادثه جهان و ظهور خصمان و فتوح و عزيمت و گرفتن مملكت زبان گشادى و آن جمله را كاتب در قلم آوردى چون از آن حالت باز آمدى بر وفق گفتار خويش عمل كردى همگى مطابق واقع شدى لاجرم مغولان او را پيغمبر دانسته و احكامش را شريعت خواندندى فرمانش را از دل و جان بردندى و طريق خلوص و بندگيش سپردندى چنگيز خان را دو كتابست ياسا و يوسون نام به زبان ايغورى يكى در نظام مملكت و ديگرى در نظام مهام رعيت ، در كياست و سياست چنان بود كه