اعتقاد مورخان اسلام آنست كه از زمان سام بن نوح تا أوان دولت گشتاسب بن لهراسب اهل فارس همگى بر دين صابيه بودهاند و پرستش و عبادت كواكب مىنمودهاند اما آنچه از اخبار و آثار دانيال معلوم و مفهوم مىشود ايشان بر كيش مهاباد بودهاند احوال مهآباد و مهآباديان در طبق توضيح ديار آذربايجان مسطور خواهد گشت انشاءالله تعالى در عهد گشتاسب ، زردشت بن يورشسب از نژاد ايرج بن فريدون در آن ولايت ظاهر گشته دعوى نبوت نمود بعد از سؤال و جواب بسيار و اظهار براهين بيشمار فىالجمله فلزات را گداخته بر سينه زردشت ريخته متألم و متضرر نگشت لاجرم گشتاسب دين او را قبول نموده بمضمون
الناس على دين ملوكهم
با طبقهء از طبقات فارس سر در فرمان زردشت نهادند و مضمون اين بيت خواجه را خواندند
بيت :
گر پير مغان مرشد ما شد چه تفاوت * در هيچ سرى نيست كه سرى ز خدا نيست
ذكر پادشاهان ايران
موافق تاريخ اسلام اين فرقه چهار طبقه بودهاند نخستين
[ طبقه اول پيشداديان ]
ايشان پيشداديانند اين فرقه ده نفر بودند كه در جهان سلطنت نمودند اول اين زمره كيومرث بن لادم بن آدم بن سام است كه در سنه دو هزار و دويست و چهل و چهار سال از هبوط حضرت آدم گذشته بر سرير حكومت تمكن يافت آخر ايشان ذاب بن طهماسب است در انقلاب افراسياب با جل خويش وفات يافت ، مدت دولت اين طايفه بر وفق كتاب نظام التواريخ دو هزار و پانصد و شصت و هشت سال بوده .
طبقه دوم كيانيانند
آن زمره سيزده نفر بودند كه در روزگار ناپايدار تاجدارى و شهريارى فرمودهاند اول آن گروه كيقباد بن تراب از اسباط نوذر است كه چهار هزار و هشتصد و دوازده سال بعد از هبوط ابو البشر افسر جهاندارى بر سر نهاد و آخر اين طايفه دارا ابن دارابست كه در محاربه اسكندر بر دست خادمان خويش پايمال شد مدت سلطنت ايشان هشتصد و سى و هشت سال است .
طبقه سوم اشكانيانند
كه اين طايفه بيست نفر بودهاند كه در جهان فانى كامرانى نمودند نخستين ايشان اشك ابن اشكان بقولى ابن داراست كه سنه پنجهزار