مردمى دور از عالم انسانيت مهجورند و اگر شخص لطيف طبع و نيك محضر و مهذب الاخلاق ظهور يابد نادر خواهد بود و النادر كالمعدوم - اطول ايام اين اقليم چهارده ساعت و نيم است .
اقليم پنجم
ابتداى آن از مشرق از ممالك ختا و تركستان و ماوراءالنّهر و خوارزم گذشته و درياى خزر را قطع كرده از مملكت شيروان و موغان و گرجستان و ارمنيه اكبر و روم مرور كرده و بحر روم را قطع نموده و از بلاد اندلس گذشته ببحر اقيانوس مىپيوندد ، و خداوند اين اقليم زهره است و در آن ديار دويست و يازده مدينه مشهوره و دو هزار و هفتصد قصبه معموره و سى كوه بزرگ و چندين نهر سترك است ، و لون سكنه اين اقليم سفيد بود ، و هوايش به برودت مايل ، و نهايت ايام آن كشور زياده از پانزده ساعت نشود .
اقليم ششم
ابتداى آن از مشرق بر بلاد ياجوج و مأجوج و مغولستان و تاتارستان و دشت قبچاق و اسفيجاب و بعضى ديار روس و جبال البرز و مملكت قرم و قسطنطنيه و اكثر بلاد روم ايلى و ممالك فرنگ گذشته ببحر اعظم انتها مىيابد ، مربى اين اقليم عطارد است و در آن دويست و چهل شهر و دو هزار قصبه و بيست و دو كوه عظيم و سى نهر چون تسنيم است و مردم آن كشور اشقر اللون مىباشند هوايش بهغايت سرد و اطول نهار آن ديار پانزده ساعت و نيم است .
اقليم هفتم
ابتداى آن از مشرق از بلاد ياجوج و مأجوج و كيمتاك والدن و قرقز و تمام ملك روس و سقلاب و فرنگ گذشته بساحل محيط مىپيوندد صاحب اين اقليم قمر است و در آن پنجاه شهر معتبر است و هزار ولايت خورد و بزرگ و دو كوه بلند و نه رود فرات مانند است ، اهالى آن ديار زردرو و سرخمو و ازرق چشم باشند ، هوايش در غايت برودت و درازترين روزها شانزده ساعت است جهة سهولت صورت اقاليم نموده مىآيد « 1 » .
اما مواضعى كه ماوراء اقاليم سبعه است انقسام به دو قسم يافته قسم اول از پس
هامش
( 1 ) - صورت و نقشه اقاليم را در پايان كتاب گذارديم .