او و افريقيه و يورپ ، و غرب آن به درياى محيط كه ساحل آن يخبندان است ، و از شمال او تا هشتاد درجه عرض رفتهاند از شدت برودت هرچه بود نابود گشت هر قدر آتش افروختند فىالفور خاموش شد ، سمت جنوبى وى را معلوم نكردهاند .
و جزاير عالم را نيز چهار بخش نموده به يكى از ممالك اربعه منسوب داشتهاند .
اما حكماء متقدمين و دانشوران پيشين تقسيم زمين را چنين كردهاند كه نصف سطح ارض در بحر اعظم مغمور و نصف ديگر آن ظهور دارد مانند بيضه كه در آب افكنند كه نيمى ظاهر و نيمى مستور باشد و آن نيمى كه مكشوفست نيمى كه جانب جنوبى واقع است ويران ، پس از چهار بخش زمين يك بخش آبادان است و آن در شمال خط استوا اتفاق افتاده و دانشمندان آن را بربع مسكون نام نهادهاند و جميع جبال و بعضى از بحار كه مشاهده مىشود از اين ربع مسكون محسوب مىگردد .
و خط استوا خطى است كه حكماء در سطح معدل النهار محاذى روى زمين از مشرق تا مغرب اعتبار نمودهاند هر ولايت و شهرى كه بر اين خط واقع شود همواره ليل و نهار او برابر و يكسان بود چون در آن اماكن و مساكن هر دو قطب عالم بطريق تساوى ملازم خط استوا باشد يكى از طرف شمال بقرب مدار جدى و فرقدين و ديگر از سمت جنوب بقرب مدار سهيل .
و طول معموره عالم از مشرق الى مغرب صد و هشتاد درجه است كه بزعم بطلميوس حكيم چهارهزار فرسخ باشد و ابتداى طول معموره نزد حكماى متقدمين از اقصاى مغرب و انتهاى آن نهايت مشرق است اما اصحاب زيجات بدان عمل ننمايند .
و زمرهاى از حكماى متاخرين طول عمارت را از ساحل بحر محيط غربى گرفتهاند و جمعى ديگر از جزاير خالدات اعتبار كردهاند كه قديم الايام معمور بوده اكنون در آب مغمور و مستور شده و اين جزاير غربى اراضى سودان افتاده است .
و عرض معموره عالم از خط استوا شصت و شش درجه بوده كه هزار و چهارصد و شصت و شش فرسخ و ثلث فرسخ باشد بطلميوس دانشمند مىگويد كه از عقب خط استوا
رياض السياحة ( فارسى ) — صفحة 14
مساهمون: زين العابدين شيروانى
ص١٤