جز بر حرم عشق وى احرام نبستيم * جز در گذر ميكده ميقات نكرديم
هرچند كم از ذره به سامان تو بوديم * از مهر رخت روى بذرات نكرديم
اين خرقه كه آلوده بسالوس و دغل بود * تطهير جز از آب خرابات نكرديم
گوشى كه پر از بانگ نى و نغمهء چنگ است * واعظ بپذير ار كه بطامات نكرديم
سر بود بهپاى خم و بر گردن او دست * بالا سر و دست ار بمناجات نكرديم
بر كار دگر دل ز تماشات نپرداخت * صوفى صفت ار صيقل مرآت نكرديم
بوديم زمينگير به بالاى تو چون خاك * در خرقه عروج ار بسماوات نكرديم
غير تو چو ثابت بعدم بود بتحقيق * اظهار وجود از پى اثبات نكرديم
در عشق تو از خلق كشيديم بس آزار * وز شيفتگى قصد مكافات نكرديم
با زهدفروشى كه عبوسش بجبين بود * المنة للّه كه ملاقات نكرديم
دل در خم گيسوى تو چون يكدله بستيم * ز آن حلقه دگر ميل مقامات نكرديم
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 42
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٤٢