ما بخوان تو نشستيم و كريمان نكنند * رد مهمان بود ار چند بد از خوان نعم
باشد اين هم كه نگارد قلم از طبع فضول * ورنه اكرام تو بر بنده بلوح است رقم
تو نه آنگونه كريمى و نه آنگونه هميم * كه بگويند بد از حاتم طائى اكرم
جز تو كس را بجهان هيچ نخواندى ذىجود * داند ار كس چه بود رسم كرم شرط همم
گشت چون فقر صفى از حركاتت معمور * باد هم جان صفى از بركاتت خرم
[ به سيزده از رجب آن بىقرين ]
به سيزده از رجب آن بىقرين * عيان شد از غيب خفا بر زمين
ظهور حق شد به چنين ماه و روز * منت خدا را به ظهورى چنين
نصر من الله و فتح قريب * فتوح و نصرى كه ندارد قرين
ز فتحها سرآمد اين بود و گفت * انا فتحنا لك فتحا مبين
بهل بجا تميز مفرد ز جمع * نه شاعرم كه درخورم باشد اين