تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
ما بخوان تو نشستيم و كريمان نكنند * رد مهمان بود ار چند بد از خوان نعم باشد اين هم كه نگارد قلم از طبع فضول * ورنه اكرام تو بر بنده بلوح است رقم تو نه آن‌گونه كريمى و نه آن‌گونه هميم * كه بگويند بد از حاتم طائى اكرم جز تو كس را بجهان هيچ نخواندى ذىجود * داند ار كس چه بود رسم كرم شرط همم گشت چون فقر صفى از حركاتت معمور * باد هم جان صفى از بركاتت خرم

[ به سيزده از رجب آن بىقرين ]

به سيزده از رجب آن بىقرين * عيان شد از غيب خفا بر زمين ظهور حق شد به چنين ماه و روز * منت خدا را به ظهورى چنين نصر من الله و فتح قريب * فتوح و نصرى كه ندارد قرين ز فتحها سرآمد اين بود و گفت * انا فتحنا لك فتحا مبين بهل بجا تميز مفرد ز جمع * نه شاعرم كه درخورم باشد اين