مكذبش ددان ابليسخو * مصدقش ملايك و مرسلين
ولى او بملك دين پادشاه * دو عالمش تمام زير نگين
مؤالفش به وصف حق متصف * مخالفش بسوء سيرت رهين
نديدش آنكه يا كه ديدش بكم * كم از كمست و از گروه عمين
خطاست ظلم و شرك و بت باش فرد * ز اول و ز دويم و سيمين
و لا يغوث و يعوق و نسر * و كن مع الواحد حق مبين
بجز باذن و امر او روز حشر * بود عبث شفاعت شافعين
جماعتى كز او شكستند عهد * اولئك لهم عذاب مهين
بمرتضى گرت بود اتكال * و لا تخف انك من آمنين
نشسته باشى ار كه در فلك نوح * مدار غم نئى تو از مغرقين
خود اين كسى بود كه با مهر او * گلش بود در آفرينش عجين
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 212
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٢١٢