پرش به محتوای اصلی

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحه 182

پدیدآورندگان:

ص۱۸۲
ازين گرمى و سردى يافت تعديل * مزاج ممكنات از دون و و الا ظهور آن چهار اندر طبيعت * بود اين باد و خاك و آتش و ماء نشان از چارعنصر چيست در تن * دم و بلغم دگر سودا و صفرا غرض شد ز آب اكرام بتولى * تمام انفس و آفاق احيا ز جذب جلوهء خير النسا بود * قبول صورت ار كردى هيولا كشيدم پرده گر اسرار دانى * ز سر فاطمه ام ابيها نبود ار جذبهء او آمدى كى * دل آدم به جوش از مهر حوا بر اين لب‌تشنگان بحر عصيان * همه ابر عطاى اوست سقا الا اى مصطفى را يار و همدم * الا اى مرتضى را كفو يكتا بفرق حيدرى تاج ولايت * بدوش مصطفى تشريف عظمى بجودى ما سوى را اصل و مايه * بفضلى بو البشر را ام و آبا