تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
بحسن خود تبارك گفت و احسنت * ستودش به سكه نيكو ديد و زيبا به آن نطقى كه در خود بود خاموش * تكلم كرد و با خود گشت گويا كه اى در حسن و نيكوئى و خوبى * حبيب من چه پنهان و چه پيدا سرا خاليست از بيگانه با يار * تكلم كن كه گويائى و دانا ميانت بستم اى انسان كامل * بيانت دادم اى سلطان بطحا منم گنج طلسم و گنجم احمد * تو خود اسمى و خود عين مسمى من آن ذاتم كه بيرونم ز هر شرط * نه مطلق نه مقيد نه معلا توئى آن مظهر بىاسم مطلق * كه مشروطى به شرط لا و الا ببستم عقد مهر خويش با تو * كه هر شيئت شود زان عقد شيدا كنم خلقى و زان عهد مبارك * نهم در هر سر از عشق تو سودا به كابين محبت هرچه مار است * در اين مخزن كنم بذلى تو يك جا