تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
على از حرف و تعريفست بيرون * ز احمد حرف و تعريفست انشا به كابين بتول آن هشت نهرى * كه آمد چار پنهان چار پيدا چهار انهار جارى در بهشت است * چهار ديگر اندر دار دنيا چنين گفتند بهر فهم خلقان * و گرنه بود مطلب غير از اين‌ها ز من بشنو كنون تفسير هريك * گرت باشد دل و جانى مزكى غنيمت دان و درياب آنچه گويم * كه شد خاص صفى عرفان مولا خورى بعد از صفى افسوس و اندوه * كه ديگر نشنوى از كس تو معنى كنون بشنو كه پير عشقم از غيب * سخنها مىكند بر نطق القا چو شد مواج بحر لايزالى * كه گردد كنز مخفى آشكارا تجلى كرد بر ذات خود از خود * نمايان گشت در مرآت اسما به چشم عشق در آئينهء ذات * نمود آن حسن ذاتى را تماشا
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 176 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق