تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
او را روش اين بود كه مىرفت به تنها * زيرا كه به يكتائى خود بود هويدا يار همه كس بود و بذات از همه يكتا * وز وحدت خود نيز در آيات نمودار اين بود جهادش كه به ظاهر بود اصغر * هم نيز جهاديست ورا اعظم و اكبر وان كشتن نفس است كه فرموده پيمبر * بر نفس بدان‌گونه مسلط كه بكافر هم نفس بدان مرتبه مغلوب و مسخر * در پنجهء قهرش كه بدى قلعهء كفار دست دو عدو بست كه شد در دو جهانشاه * حق خواند در اين هر دو جهادش اسد اللّه نگذاشت در آن هر دو غزا بهر عدو راه * سد كرد ثغورى كه از آن خصم بدآگاه شد راهروان را همگى كار به دلخواه * بنمود چنان راه كز او بود سزاوار اقطاب بر اينند كه آن جلوهء مشهور * كاول متجلى شد از آن طلعت مستور پيداست كه بوده است همان روى و همان نور * بودند خلايق ز شناسائى او كور ز آن جلوه كه فرمود در آئينهء منصور * آواز انا الحق به هنوز آيد از دار اى آنكه توئى شاه در ادوار ولايت * هر دور بخلق از تو رسد فيض هدايت