افتاده به پيش قد رعناى تو بودم * چون سايه به همراهى بالاى تو بودم
در عين سكون جنبش درياى تو بودم * آورد مرا عشق تو از خانه به بازار
زان پيش كه آواره بصحراى تو گردم * از منظر پنهان تو پيداى تو گردم
در فرق ز جمع تو هويداى تو گردم * در انجمنت بينم و رسواى تو گردم
در مجلس مستان تو صهباى تو گردم * سرمست در آيم بدر از خانهء خمار
در كوى تو حالى كه مرا بود نكو بود * من از پى روپوش بود من همه او بود
رو سوى توام بود نه رو بود نه سو بود * اين آب كه در كوزه و جام است بجو بود
دل درشكن طرهء آن سلسله مو بود * اينست كه اكنون بود از سلسله ناچار
روزى كه نبودى اثر از عالم و افلاك * بودى سر عشاق بسى بسته بفتراك
مىداد مرا عشق تو تعليم به لولاك * چون بود نهان گنج غم عشق تو در خاك
گر خاك شدم نيستم از خاك شدن باك * از خاك شوم باعث افلاك دگربار
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١١٢