تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 106

مساهمون:

ص١٠٦
در ذات و در صفت نه مقيد نه مطلق است * وز شرط و وصف دانى اعلى و اعظمش خواندند انبيا همه سلطان قاهرش * ديدند اوليا همه خلاق عالمش پوشيد دلق فقر و غنا هشت و بنده گشت * با ما كشيد ساغر و ديديم آدمش كرديم سال و مه بخرابات خدمتش * بوديم روز و شب بمناجات همدمش بر چنگ ما فزود شرافت ز نغمه‌اش * بستان جان گرفت طراوت ز شبنمش گفتند بد چو طفل به گهواره حيدرش * خواندند روز جنگ ابر باره ضيغمش معبد بد از نماز گه گريه قلزمش * ميدانگه نبرد شد از خنده خرمش با يك جهان سپاه چو مىگشت حمله‌ور * مىزد نسيم فتح پياپى به پرچمش بر كار او نبرد غرض راه كس جز آنكه * دارند عارفان به خدائى مسلمش يعنى كه در صفاتش انديشه مات بود * مىگفت بنده‌ام من و سلطان ذات بود
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 106 | محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه / منصور مشفق