اى آنكه پردهدار رموز حقيقتى * وندر درون پرده خود اسرار وحدتى
در سر خود حقيقت اشيا توئى و بس * غير از تو كس نداد نشان از حقيقتى
معلول تست هرچه بجز ذات پاك تست * كاندر ظهور ذاتى خود عين علتى
تا رهنما نگشت چراغ هدايتت * تصديق مرسلى ننمودند امتى
مىگفتمى ز قدرت و علم تو اندكى است * جز علم و قدرت تو بدار علم و قدرتى
آئينهء حدوث از آن شاهد قديم * زيباتر از جمال تو ننمود طلعتى
عهد ولايت تو بخلقان فريضه گشت * كى ورنه يافت گوهر اسلام قيمتى
شاها كرم بذات تو ختم است در دو كون * عيب مرا بپوش به دامان رأفتى
عصيان ذخيره كردهام از قاف تا بقاف * گر قابل حضور توأم نيست طاعتى
بر درگه كريم خطا بهتر از ثواب * گر ما مقصريم تو درياى رحمتى
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 107
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٠٧