دى عبورم پى سراغ بتى * شد به بتخانهء معين دل
ديدم از شاهدان پردهنشين * محفلى در سراى ارمن دل
جستم از شاهدى نهفته نشان * زان بت بىنشان به مسكن دل
لب گزيدم كه لب ببند و بجوى * سر مكنون دل ز مكمن دل
داشت فكرم بر اينكه باز برم * مشكل خويش بر برهمن دل
ناگه آمد ز بام دير به گوش * اين خروشم ز ناى ارغن دل
كه در اشيا ظهور اوست عيان * غيره كل من عليها فان
از خرابات رند مستى دوش * شد ز لطفم به راه و گفت به گوش
كى طلبكار يار با من مست * خيز و رو كن بكوى بادهفروش
تا ببينى عيان بمحفل عشق * روى دلدار و حسن بىروپوش
جز در پير ما ز هيچ درت * نيست فتحى مزن درى و مكوش
ديوان صفيعلى شاه ( فارسى ) — صفحة 71
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص٧١