فعل نفس أعنى بود از فعل روح * بس قريب اندرظهور و دروضوح
هم دگر نور وجود و نور عقل * هست او نور على نورت بنقل
يا كه هم بر نور استعداد خود * آن كمال حاصلت افزوده شد
مى نمايد حق بنور خويشتن * هر كه را خواهد هدايت برعلن
حق مثل ها را زند هر جا بجاش * مىكند معقول را محسوس وفاش
تا كه دريابند مردم از مثل * آنچه مقصود است بى نقص وخلل
حق بهر چيزى است دانا بالتمام * داند آنچه كرده خلق از هر مقام
69 - انا الصراط المستقيم ) فرمودهء حضرت على عليه السلام ) .
در طريقت قول مولى مقتد است :
" پيروم باشيد هستم راه راست "
70 - معرفتى هو عين معرفة الله ( فرمايش حضرت على عليه السلام )
گفت حيدركاين شناسائى من * آن شناسائى حق شد بى سخن
71 - لو كشف الغظاء ما از ددت يقينا ( فرمودهء حضرت على عليه السلام ) .
مرتضى گفتا زغيب ار پرده ها * جمله باز افتد ز الطاف خدا
بر يقينم نى فزايد خردلى * فهم معنى كن اگر صاحبدلى
عرفان الحق ( فارسى ) — صفحة 147
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٤٧