باشد آن قنديل پر ضوء و بها * چون بزرگ استاره اى اندرسما
مرفروزان گشته روشن چراغ * از درختى كوست زيتون در سراغ
بس مبارك باشد آن نيكو شجر * هم كثير النفع در دهن و اثر
نفس قدسيه است ما تا آن درخت * در فضاى قلب پر گسترده رخت
شرقى و غربى نباشد بلكه آن * هست او خود اين و آن را در ميان
بين شرق روح و غرب جسم او * باشد اندر كر و فرو هاى و هو
نه وجودش واجب آمد نه محال * شد به لا شرقى ولا غربى مثال
هستش اخلاق و عمل نفع و ثمر * و آن كمالات و ترقى در اثر
پا كه نفس از روح و نبود روح را * مرمكان از شرق وغرب وحدوجا
هست نزديك آنكه خود بى آتشى * روشنى بخشد ز نور وتايشى
مستعد يعنى چنان باشد به كار * كه فروزد از تلألؤ بى زنار
عرفان الحق ( فارسى ) — صفحة 146
مساهمون: محمد حسن بن محمد باقر صفى عليشاه
ص١٤٦