كرد ذات او تجلى در ازل * اوليت اين بود دور از خلل
و آخر از بعد فناى ممكنات * ماند او لاقى بذات ذو صفات
آنچه انشا زو شد اول بابهى * سوى او گردند آخر منتهى
ظاهر است اعنى بآثار شئون * باطن است اعنى ز خلقان در كمون
ظاهر و پيداست از وجه وجود * باطن از وجه حقيقت شاه جود
هستى ارچه در حجاب اختفاست * ليك از فرط ظهور اندر خفاست
حاصل آنكه گويد آن سلطان جود * اول و آخر منم اندر وجود
ذات او را اول و آخر يكى است * ظاهر و باطن مساوى بىشكى است
او بود دانا به هر چيزى كه هست * پيش علمش جمله يكسان فوق و پست
66 -
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ لا تُبْطِلُوا أَعْمالَكُمْ
( سوره محمد ( ص ) آيه 33 )
اى گروه مؤمنان اندر قبول * طاعت آريد از خدا و از رسول
باطل و فاسد نسازيد از ريا * يا ز سمعه آن عملهاتان شما